السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
256
تفسير الميزان ( فارسي )
بشناسد « 1 » . و نيز فرمود : كمال معرفت و نهايت درجه آن اين است كه آدمى خود را بشناسد . « 2 » . مؤلف : سابقا وجه اين مطلب گذشت و گفتيم كه حقيقت معرفت همين است و نيز فرمود : چگونه ديگرى را مىشناسد ، كسى كه هنوز خود را نشناخته ؟ « 3 » . و نيز فرمود : در معرفت آدمى همين بس كه خود را بشناسد ، و در نادانيش همين بس كه خود را نشناسد . « 4 » و نيز فرمود : هر كه خود را بشناسد مجرد شده است « 5 » . مؤلف : مقصود از تجرد ، يا تجرد از علاقه هاى دنيايى است ، و يا تجرد از مردم و گوشه گيرى است ، و يا بوسيله اخلاص عمل براى خدا از هر چه جز اوست مجرد شدن است . و نيز فرمود : هر كه نفس خود شناخت ، مجاهده با نفس نمود ، و هر كه نفس خود نشناخت آن را واگذاشت و رهايش كرد « 6 » . و نيز فرمود : هر كه نفس خود شناخت كارش بالا گرفت « 7 » . و نيز فرمود : هر كه نفس خويش را بشناسد ديگران را بهتر مىشناسد ، و هر كس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به ديگران جاهلتر است « 8 » . و نيز فرمود : هر كس نفس خود شناخت به غايت و نتيجه هر علم و معرفتى رسيده است « 9 » . و نيز فرمود : هر كس نفس خود نشناخت از راه نجات دور افتاد ، و در گمراهى و جهالتها گيج و سرگردان شد « 10 » . و نيز فرمود : معرفت نفس نافعترين معرفتها است « 11 » . و نيز در كتاب مزبور از آن حضرت روايت شده است كه فرمود : رستگارى و فوز اكبر براى كسى است كه به معرفت نفس موفق شود « 12 » . و نيز فرمود : جاهل به نفس خود مباش ، زيرا كسى كه جاهل به نفس خود باشد در
--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) غرر الحكم خوانسارى ج 4 ص 341 - 372 - 565 - 575 . ( 5 و 6 و 7 و 8 و 9 ) غرر الحكم خوانسارى ج 5 ص 172 - 178 - 208 - 363 - 405 - 426 . ( 10 ) غرر الحكم ج 2 ص 706 ح 1372 . ( 11 ) غرر الحكم ج 1 ص 179 ح 107 . ( 12 ) همان كتاب .